دیوان حافظ/نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
ظاهر
| ۱۶۴ | نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد | عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد | ۲۲۳ | |||
| ارغوان جام عقیقی بسمن خواهد داد | چشم نرگس بشقایق نگران خواهد شد | |||||
| این تطاول که کشید از غم هجران بلبل | تا سراپردهٔ گل نعرهزنان خواهد شد | |||||
| گر ز مسجد بخرابات شدم خُرده مگیر | مجلس وعظ درازست و زمان خواهد شد | |||||
| ای دل ار عشرت امروز بفردا فکنی | مایهٔ نقد بقا را که ضمان خواهد شد | |||||
| ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید | از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد | |||||
| گل عزیزست غنیمت شمریدش صحبت | که بباغ آمد ازین راه و از آن خواهد شد | |||||
| مطربا مجلس انسست غزل خوان و سرود | چند گوئی که چنین رفت و چنان خواهد شد | |||||
| حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود | ||||||
| قدمی نه بوداعش که روان خواهد شد | ||||||