حافظ (غزلیات)/یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان)
'


 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسانوان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان 
 دل آزرده ما را به نسیمی بنوازیعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان 
 ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسندیار مه روی مرا نیز به من بازرسان 
 دیده‌ها در طلب لعل یمانی خون شدیا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان 
 برو ای طایر میمون همایون‌آثارپیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان 
 سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیاتبشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان 
 آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رببه مرادش ز غریبی به وطن بازرسان