حافظ (غزلیات)/گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن)
'


گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کنیعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ راچون شیشه‌های دیده ما پرگلاب کن
ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کردساقی به دور باده گلگون شتاب کن
بگشا به شیوه نرگس پرخواب مست راو از رشک چشم نرگس رعنا به خواب کن
بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گیربنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن
زان جا که رسم و عادت عاشق‌کشی توستبا دشمنان قدح کش و با ما عتاب کن
همچون حباب دیده به روی قدح گشایوین خانه را قیاس اساس از حباب کن
حافظ وصال می‌طلبد از ره دعایا رب دعای خسته دلان مستجاب کن