حافظ (غزلیات)/گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی)
'


گفتند خلایق که تویی یوسف ثانیچون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویمای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی
تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچههرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی
صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کامچون سوسن آزاده چرا جمله زبانی
گویی بدهم کامت و جانت بستانمترسم ندهی کامم و جانم بستانی
چشم تو خدنگ از سپر جان گذراندبیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی
چون اشک بیندازیش از دیده مردمآن را که دمی از نظر خویش برانی