حافظ (غزلیات)/گر چه ما بندگان پادشهیم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(گر چه ما بندگان پادشهیم)
'


 گر چه ما بندگان پادشهیمپادشاهان ملک صبحگهیم 
 گنج در آستین و کیسه تهیجام گیتی نما و خاک رهیم 
 هوشیار حضور و مست غروربحر توحید و غرقه گنهیم 
 شاهد بخت چون کرشمه کندماش آیینه رخ چو مهیم 
 شاه بیدار بخت را هر شبما نگهبان افسر و کلهیم 
 گو غنیمت شمار صحبت ماکه تو در خواب و ما به دیده گهیم 
 شاه منصور واقف است که ماروی همت به هر کجا که نهیم 
 دشمنان را ز خون کفن سازیمدوستان را قبای فتح دهیم 
 رنگ تزویر پیش ما نبودشیر سرخیم و افعی سیهیم 
 وام حافظ بگو که بازدهندکرده‌ای اعتراف و ما گوئیم