دیوان حافظ/گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
گر ازین منزل ویران به سوی خانه روم دیوان حافظ  از حافظ
گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
گر چه ما بندگان پادشهیم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۲۴ گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارمهمچنان چشمِ گشاد از کرمش میدارم ۳۶۲
 بطرب حمل مکن سرخی رویم که چو جامخون دل عکس برون میدهد از رخسارم 
 پردهٔ مطربم از دست برون خواهد بردآه اگر زانکه درین پرده نباشد بارم 
 پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شبتا درین پرده جز اندیشهٔ او نگذارم 
 منم آن شاعر ساحر که بافسون سخناز نی کلک همه قند و شکر می‌بارم 
 دیدهٔ بخت بافسانهٔ او شد در خوابکو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم 
 چون ترا در گذر ای یار نمی‌یارم دیدبا که گویم که بگوید سخنی با یارم 
  دوش میگفت که حافظ همه رویست و ریا  
  بجز از خاک درش با که بود بازارم[۱]  

  1. در بسیاری از نسخ درین غزل بیت ذیل را علاوه دارد: بصد امّید نهادیم درین بادیه پای ای دلیل دل گمگشته فرو نگذارم.