حافظ (غزلیات)/گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود)
'


گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شودپیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلندگر من سوخته یک دم بنشینم چه شود آخر ای خاتم جمشید همایون آثارگر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزیدمن اگر مهر نگاری بگزینم چه شود عقلم از خانه به دررفت و گر می این استدیدم از پیش که در خانه دینم چه شود صرف شد عمر گران مایه به معشوقه و میتا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفتحافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود