حافظ (غزلیات)/کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

از ویکی‌نبشته
پرش به: گشتن، جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد)
'


کِی شعرِ تر انگیزد خاطر که حزین باشد؟ یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعلِ تو گر یابم انگشتریِ زنهار صد مُلکِ سلیمانم در زیرِ نگین باشد
غمناک نباید بود از طعنِ حسود، ای دل شاید که چو وابینی خیرِ تو در این باشد
هر کو نکند فهمی زین کلکِ خیال‌انگیز نقشش به حرام؛ ار خود صورت‌گر چین باشد
جامِ می و خونِ دل هر یک به کسی دادند در دایره‌ی قسمت اوضاع چنین باشد
در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود که‌این شاهدِ بازاری وان پرده‌نشین باشد
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر که‌این سابقه‌ی پیشین تا روزِ پسین باشد