حافظ (غزلیات)/چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد)
'


۱۳۵ چو باد عزم سر کوی یار خواهم کردنفس ببوی خوشش مشکبار خواهم کرد ۱۰۸
 بهرزه بی می و معشوق عمر میگذردبطالتم بس از امروز کار خواهم کرد 
 هر آب روی که اندوختم ز دانش و دیننثار خاک ره آن نگار خواهم کرد 
 چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشنکه عمر در سر این کار و بار خواهم کرد 
 بیاد چشم تو خود را خراب خواهم ساختبنای عهد قدیم استوار خواهم کرد 
 صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گلفدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد 
 
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ
 
طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد