حافظ (غزلیات)/چه مستیست ندانم که رو به ما آورد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(چه مستیست ندانم که رو به ما آورد)
'


۱۴۵ چه مستیست ندانم که رو بما آوردکه بود ساقی و این باده از کجا آورد ۱۵۲
 تو نیز باده بچنگ آر و راه صحرا گیرکه مرغ نغمه‌سرا ساز خوش نوا آورد 
 دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکنکه باد صبح نسیم گره گشا آورد 
 رسیدن گل و نسرین بخیر و خوبی بادبنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد 
 صبا بخوش خبری هدهد سلیمانستکه مژدهٔ طرب از گلشن سبا آورد 
 علاج ضعف دل ما کرشمهٔ ساقیستبرار سر که طبیب آمد و دوا آورد 
 مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخچرا که وعده تو کردیّ و او بجا آورد 
 بتنگ چشمی آن ترک لشکری نازمکه حمله بر من درویش یک قبا آورد 
  فلک غلامی حافظ کنون بطوع کند  
  که التجا بدر دولت شما آورد