حافظ (غزلیات)/چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی)
'


چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودیکه حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی
بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوستگرم به هر سر مویی هزار جان بودی
برات خوشدلی ما چه کم شدی یا ربگرش نشان امان از بد زمان بودی
گرم زمانه سرافراز داشتی و عزیزسریر عزتم آن خاک آستان بودی
ز پرده کاش برون آمدی چو قطره اشککه بر دو دیده ما حکم او روان بودی
اگر نه دایره عشق راه بربستیچو نقطه حافظ سرگشته در میان بودی