دیوان حافظ/پیش ازینت بیش ازین اندیشه عشاق بود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد دیوان حافظ  از حافظ
پیش ازینت بیش ازین اندیشه عشاق بود
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۲۰۶ پیش از اینت بیش از این اندیشهٔ[۱] عشّاق بودمهرورزی تو با ما شهره آفاق بود ۲۴۰
 یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبانبحث سر عشق و ذکر حلقهٔ عشّاق بود 
 پیش ازین کاین سقف سبز و طاق مینا برکشندمنظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود 
 از دمِ صبح ازل تا آخر شام ابددوستیّ و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود 
 سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شدما باو محتاج بودیم او بما مشتاق بود 
 حسن مهرویان مجلس گرچه دل میبُرد و دینبحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود 
 بر درِ شاهم گدائی نکتهٔ در کار کردگفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزّاق بود 
 رشتهٔ تسبیح اگر بُگسست معذورم بداردستم اندر دامن ساقیّ سیمین ساق بود 
 در شب قدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مکنسرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود 
  شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد  
  دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود  


  1. چنین است در خ، ق نخ: غمخواری.