حافظ (غزلیات)/نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی)
'


نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشیکه بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوشکه تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولیوعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر استحیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزافگر شب و روز در این قصه مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوسترفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشدصید آن شاهد مطبوع شمایل باشی