حافظ (غزلیات)/نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(نقدها را بود آیا که عیاری گیرند)
'


نقدها را بود آیا که عیاری گیرندتا همه صومعه داران پی کاری گیرند مصلحت دید من آن است که یاران همه کاربگذارند و خم طره یاری گیرند خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقیگر فلکشان بگذارد که قراری گیرند قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروشکه در این خیل حصاری به سواری گیرند یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خونکه به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشدخاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیستزین میان گر بتوان به که کناری گیرند