دیوان حافظ/نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر)
'


۲۵۶ نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیرهر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر ۲۵۳
 ز وصل روی جوانان تمتّعی بردارکه در کمین‌گهِ عمرست مکر عالم پیر 
 نعیمِ هر دو جهان پیش عاشقان بجویکه این متاع قلیلست و آن عطای کثیر 
 معاشری خوش و رودی بساز میخواهمکه درد خویش بگویم بنالهٔ بم و زیر 
 بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنماگر موافق تدبیر من شود تقدیر 
 چو قسمت ازلی بی‌حضور ما کردندگر اندکی نه بوفق رضاست خرده مگیر 
 چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشککه نقش خال نگارم نمیرود ز ضمیر 
 بیار ساغر دُرّ خوشاب ای ساقیحسود گو کرم آصفی ببین و بمیر 
 بعزم توبه نهادم قدح ز کف صد بارولی کرشمهٔ ساقی نمیکند تقصیر 
 می دوساله و محبوب چارده‌سالههمین بسست مرا صحبت صغیر و کبیر 
 دلِ رمیدهٔ ما را که پیش میگیردخبر دهید بمجنون خسته از زنجیر 
  حدیث توبه درین بزمگه مگو حافظ  
  که ساقیان کمان ابرویت زنند بتیر[۱]  

 
  1. ق، نخ و بعضی نسخ دیگر اینجا بیت ذیل را علاوه دارند: چه جای گفتهٔ خواجو و شعر سلمانست که شعر حافظ بهتر ز شعر خوب ظهیر،