حافظ (غزلیات)/ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(ناگهان پرده برانداخته‌ای)
'


ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چهمست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه
زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه درساخته‌ای یعنی چه
شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ایقدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه
نه سر زلف خود اول تو به دستم دادیبازم از پای درانداخته‌ای یعنی چه
سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میانو از میان تیغ به ما آخته‌ای یعنی چه
هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغولعاقبت با همه کج باخته‌ای یعنی چه
حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یارخانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه