حافظ (غزلیات)/میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت)
'


 میر من خوش میروی کاندر سر و پا میرمتخوش خرامان شو که پیش قدّ رعنا میرمت 
 گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیستخوش تقاضا میکنی پیش تقاضا میرمت 
 عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاستگو که بخرامد که پیش سرو بالا میرمت 
 آنکه عمری شد که تا بیمارم از سودای اوگو نگاهی کن که پیش چشم شهلا میرمت 
 گفتهٔ لعل لبم هم درد بخشد هم دواگاه پیش درد و گه پیش مداوا میرمت 
 خوش خرامان میروی چشم بد از روی تو دوردارم اندر سر خیال آن که در پا میرمت 
 
گر چه جای حافظ اندر خلوت وصل تو نیست
 
ای همه جای تو خوش پیش همه جا میرمت