دیوان حافظ/مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم دیوان حافظ  از حافظ
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۳۶ مژدهٔ وصل تو کو کز سر جان برخیزمطایر قدسم و از دام جهان برخیزم ۳۷۲
 بولای تو که گر بندهٔ خویشم خوانیاز سر خواجگی کون و مکان برخیزم 
 یا رب از ابر هدایت برسان بارانیپیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم 
 بر سرِ تربت من با می و مطرب بنشین[۱]تا ببویت ز لحد رقص کنان برخیزم 
 خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکاتکز سر جان و جهان دست فشان برخیزم[۲] 
 گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم گیرتا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم 
  روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده  
  تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم  

  1. چنین است در اغلب نسخ، بعضی دیگر: بی می و مطرب منشین.
  2. چنین است در خ نخ، در اغلب نسخ بجای مجموع دو بیت پنجم و هفتم فقط این بیت یگانه را دارند: خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم که بیت تخلّص است، و دو مصراع دیگر را هیچ ندارند.