حافظ (غزلیات)/مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد)
'


مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمدهدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی بازکه سلیمان گل از باد هوا بازآمد عارفی کو که کند فهم زبان سوسنتا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد مردمی کرد و کرم لطف خداداد به منکان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبحداغ دل بود به امید دوا بازآمد چشم من در ره این قافله راه بماندتا به گوش دلم آواز درا بازآمد گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکستلطف او بین که به لطف از در ما بازآمد