حافظ (غزلیات)/مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد)
'


۱۷۴ مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمدهدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد ۱۵۹
 برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی بازکه سلیمان گل از باد هوا باز آمد 
 عارفی کو که کند فهم زبان سوسنتا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد 
 مردمی کرد و کرم لطف خداداد بمنکان بُت ماه رُخ از راه وفا باز آمد 
 لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبحداغ دل بود بامّید دوا باز آمد 
 چشم من در رهِ این قافلهٔ راه بماندتا بگوش دلم آواز درا باز آمد 
  گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست  
  لطف او بین که بلطف از در ما بازآمد