حافظ (غزلیات)/من و انکار شراب این چه حکایت باشد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(من و انکار شراب این چه حکایت باشد)
'


من و انکار شراب این چه حکایت باشدغالبا این قدرم عقل و کفایت باشد تا به غایت ره میخانه نمی‌دانستمور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیازتا تو را خود ز میان با که عنایت باشد زاهد ار راه به رندی نبرد معذور استعشق کاریست که موقوف هدایت باشد من که شب‌ها ره تقوا زده‌ام با دف و چنگاین زمان سر به ره آرم چه حکایت باشد بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاندپیر ما هر چه کند عین عنایت باشد دوش از این غصه نخفتم که رفیقی می‌گفتحافظ ار مست بود جای شکایت باشد