دیوان حافظ/من دوستدار روی خوش و موی دلکشم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم دیوان حافظ  از حافظ
من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
من که از آتش دل چون خم می در جوشم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۳۸ من دوستدار روی خوش و موی دلکشممدهوش چشم مست و می صاف بیغشم ۳۱۸
 گفتی ز سرّ عهد ازل یک سخن بگوآنگه بگویمت که دو پیمانه درکشم 
 من آدم بهشتیم امّا درین سفرحالی اسیر عشق جوانان مهوشم 
 در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوزاستاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم 
 شیراز معدن لب لعلست و کان حسنمن جوهریّ مفلسم ایرا[۱] مشوّشم 
 از بس که چشم مست درین شهر دیده‌امحقّا که می نمی‌خورم اکنون و سرخوشم 
 شهریست پر کرشمهٔ[۲] حوران ز شش جهتچیزیم نیست ور نه[۳] خریدار هر ششم 
 بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوستگیسوی حور گرد فشاند ز مفرشم 
  حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست  
  آیینهٔ ندارم از آن آه میکشم  

  1. چنین است در اغلب نسخ قدیمه، نسخ چاپی: مفلس از آنرو، — «ایرا» یعنی از برای آن و ازین جهت (برهان).
  2. چنین است در خ ق و شرح سودی، (بدون واو عاطفه)، نسخ جدیده: پر کرشمه و خوبان.
  3. خ: گر نه، ی: ار نه.