حافظ (غزلیات)/مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام)
'


مرحبا طایر فرخ رخ فرخنده پیامخیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام
یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه بادکه از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیستهر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام
گل ز حد برد تنعم نفسی رخ بنماسرو می‌نازد و خوش نیست خدا را بخرام
زلف دلدار چو زنار همی‌فرمایدبرو ای شیخ که شد بر تن ما خرقه حرام
مرغ روحم که همی‌زد ز سر سدره صفیرعاقبت دانه خال تو فکندش در دام
چشم بیمار مرا خواب نه درخور باشدمن له یقتل داء دنف کیف ینام
تو ترحم نکنی بر من مخلص گفتمذاک دعوای و ها انت و تلک الایام
حافظ ار میل به شایدجای در گوشه محراب کنند اهل کلام