دیوان حافظ/مرحبا طایر فرخ‌پی فرخنده پیام

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم دیوان حافظ  از حافظ
مرحبا طایر فرخ‌پی فرخنده پیام
مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۱۰ مرحبا طایر فرّخ پی فرخنده پیامخیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام ۳۴۳
 یارب این قافله را لطف ازل بدرقه بادکه ازو خصم بدام آمد و معشوقه بکام 
 ماجرای من و معشوق مرا پایان نیستهر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام 
 گل ز حد برد تنعّم نفسی رخ بنماسرو می‌نازد و خوش نیست خدا را بخرام 
 زلف دلدار چو زنّار همی فرمایدبرو ای شیخ که شد بر تن ما خرقه حرام 
 مرغ روحم که همی زد ز سر سدره صفیرعاقبت دانه خال تو فکندش در دام 
 چشم بیمار مرا خواب نه در خور باشدمَن لَه یقتل[۱] داءٌ دنف[۲] کیف ینام 
 تو ترّحم نکنی بر من مخلص گفتمذاک دعوای و ها انت و تلک الایّام 
  حافظ ار میل بابروی تو دارد شاید  
  جای در گوشهٔ محراب کنند اهل کلام  

  1. چنین است در س ک ی و شرح سودی، بعضی نسخ: یقبل،
  2. چنین است در نخ س و شرح سودی: - این مصراع در عموم نسخ محرّف است و تصحیح واقعی آن بدست نیامد ولی بهمین نجو که فعلاً چاپ شده و مطابق شرح سودی است گویا اقرب صور بواقع باشد، و دنف بفتحین بیماری دائمی ملازم است و در اینجا صفت داراست و کلام بتقدیر تقدیم و تأخیر است یعنی من له داء و دنف یقتل کیف ینام یعنی کسی که او را بیماری دائمی کشنده‌ایست چگونه تواند خوابیدن،