دیوان حافظ/مرا چشمیست خون‌افشان ز چشم آن کمان‌ابرو

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
دیوان حافظ توسط حافظ
مرا چشمیست خون‌افشان ز چشم آن کمان‌ابرو
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی
۴۱۲ مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو ۴۱۰
 غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستینگارین گلشنش رویست و مشکین سایبان ابرو 
 هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویشکه باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو 
 رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دمهزاران گونه پیغامست و حاجب در میان ابرو 
 روان گوشه‌گیران را جبینش طرفه گلزاریستکه بر طرف سمن‌زارش همی‌گردد چمان ابرو 
 دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنیکه این را این چنین چشمست و آنرا آنچنان ابرو 
 تو کافردل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسمکه محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو 
  اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری  
  بتیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو