دیوان حافظ/ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم دیوان حافظ  از حافظ
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۷۸ ما نگوئیم بد و میل بناحق نکنیمجامهٔ کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم ۳۵۰
 عیب درویش و توانگر بکم و بیش بَدستکار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم 
 رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیمسرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم 
 شاه اگر جرعهٔ رندان نه بحرمت نوشدالتفاتش بمی صاف مروّق نکنیم 
 خوش برانیم جهان در نظر راه‌روانفکر اسب سیه و زین مغرّق[۱] نکنیم 
 آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکندتکیه آن به که برین بحر معلّق نکنیم 
 گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجیدگو تو خوش باش که ما گوش باحمق نکنیم 
  حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم برو  
  ور بحق گفت جدل با سخن حق نکنیم  

  1. لجامٌ مُغَرّق بالفضّة کمعظّم لگام بسیم آراسته (منتهی الأرب)