دیوان حافظ/ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ما ز یاران چشم یاری داشتیم دیوان حافظ  از حافظ
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
ما نگوئیم بد و میل بناحق نکنیم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۷۷ ما شبی دست برآریم و دعائی بکنیمغم هجران ترا چاره ز جائی بکنیم ۳۳۱
 دل بیمار شد از دست رفیقان مددیتا طبیبش بسر آریم و دوائی بکنیم 
 آنکه بی جرم برنجید و بتیغم زد و رفتبازش آرید خدا را که صفائی بکنیم 
 خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاستتا در آن آب و هوا نشو و نمائی بکنیم[۱] 
 مدد از خاطر رندان طلب ایدل ور نهکار صعبست مبادا که خطائی بکنیم 
 سایهٔ طایر کم حوصله کاری نکندطلب از سایهٔ میمون هُمائی بکنیم 
 دلم از پرده بشد حافظ خوش‌گوی کجاستتا بقول و غزلش ساز نوائی بکنیم[۲] 

  1. نسخ حاضره باستثنای خ در اینجا بیت ذیل را علاوه دارند: در ره نفس کزو سینهٔ ما بتکده شد تیر آهی بگشائیم و غزائی بکنیم.
  2. چنین است در خ ق، بعضی نسخ: ساز و نوائی (با واو عاطفه).