دیوان حافظ/ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم دیوان حافظ  از حافظ
ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۶۴ ما بیغمان مست دل از دست داده‌ایمهمراز عشق و همنفس جام باده‌ایم ۳۳۸
 بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اندتا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم 
 ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ٔما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم 
 پیر مغان ز توبهٔ ما گر ملول شدگو باده صاف کن که بعذر ایستاده‌ایم 
 کار از تو میرود مددی ای دلیل راهکانصاف میدهیم و ز راه اوفتاده‌ایم 
 چون لاله می مبین و قدح در میان کاراین داغ بین که بر دل خونین نهاده‌ایم 
  گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست  
  نقش غلط مبین که همان لوح ساده‌ایم