حافظ (غزلیات)/ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست)
'


ماهم این هفته برون رفت و بچشمم سالیستحال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ اوعکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
میچکد شیر هنوز از لب همچون شکرشگر چه در شیوه‌گری هر مژه‌اش قتّالیست
ای که انگشت‌نمائی بکرم در همه شهروه که در کار غریبان عجبت اهمالیست
بعد ازینم نبود شائبه در جوهر فردکه دهان تو درین نکته خوش استدلالیست
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کردنیت خیر مگَردان که مبارک فالیست
کوه اندوه فراقت بچه حالت بکَشَد
حافظ خسته که از ناله تنش چون نالیست