دیوان حافظ/قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود)
'


۲۰۹ قتل این خسته بشمشیر تو تقدیر نبودور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر نبود ۲۳۶
 من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردمهیچ لایقترم از حلقهٔ زنجیر نبود 
 یا رب آیینهٔ حسن تو چه جوهر داردکه درو آه مرا قوّت تأثیر نبود 
 سر ز حسرت بدر میکدها برگردمچون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود 
 نازنین‌تر ز قدت در چمن ناز نرستخوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود 
 تا مگر همچو صبا باز بکوی تو رسمحاصلم دوش بجز نالهٔ شبگیر نبود 
 آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمعجز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود 
  آیتی بود ز عذاب[۱] انده حافظ بی تو  
  که بر هیچکسش حاجت تفسیر نبود  


  1. چنین است در خ ق نخ و غالب نسخ قدیمه. ولی در نسخ جدیده: آیتی بُد ز عذاب