دیوان حافظ/فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم دیوان حافظ  از حافظ
فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
گر ازین منزل ویران بسوی خانه روم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۶۷ فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیمکه حرامست می آنجا که نه یارست ندیم ۳۵۱
 چاک خواهم زدن این دلق ریایی چکنمروح را صحبت ناجنس عذابیست الیم 
 تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر منسالها شد که منم بر در میخانه مقیم 
 مگرش خدمت دیرین من از یاد برفتای نسیم سحری یاد دهش عهد قدیم 
 بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذریسر برآرد ز گلم رقص کنان عظم رمیم 
 دلبر از ما بصد امّید ستد اوّل دلظاهراً عهد فرامش نکند خلق کریم 
 غنچه گو تنگ دل از کار فروبسته مباشکز دم صبح مدد یابی و انفاس نسیم 
 فکر بهبود خود ایدل ز دری دیگر کندرد عاشق نشود به بمداوای حکیم 
 گوهر معرفت آموز که با خود ببریکه نصیب دگرانست نصاب زر و سیم 
 دام سختست مگر یار شود لطف خداور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم 
  حافظ ار سیم و زرت نیست چه شد شاکر باش  
  چه به از دولت لطف سخن و طبع سلیم