حافظ (غزلیات)/غلام نرگس مست تو تاجدارانند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(غلام نرگس مست تو تاجدارانند)
'


غلام نرگس مست تو تاجدارانندخراب باده لعل تو هوشیارانند تو را صبا و مرا آب دیده شد غمازو گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگرکه از یمین و یسارت چه سوگوارانند گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببینکه از تطاول زلفت چه بی‌قرارانند نصیب ماست بهشت ای خداشناس بروکه مستحق کرامت گناهکارانند نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بسکه عندلیب تو از هر طرف هزارانند تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که منپیاده می‌روم و همرهان سوارانند بیا به میکده و چهره ارغوانی کنمرو به صومعه کان جا سیاه کارانند خلاص حافظ از آن زلف تابدار مبادکه بستگان کمند تو رستگارانند