دیوان حافظ/عشق‌بازی و جوانی و شراب لعل فام

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
عاشق روی جوانی خوش و نوخاسته‌ام دیوان حافظ  از حافظ
عشق‌بازی و جوانی و شراب لعل فام
عمریست تا براه غمت رو نهاده‌ایم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۰۹ عشق‌بازیّ و جوانیّ و شراب لعل‌فاممجلس انس و حریف همدم و شرب مدام ۳۱۲
 ساقی شکّردهان و مطرب شیرین سخنهمنشینی نیک‌کردار و ندیمی نیکنام 
 شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگیدلبری در حسن و خوبی غیرت ماه تمام 
 بزمگاهی دلنشان[۱] چون قصر فردوس برینگلشنی پیرامنش چون روضهٔ دارالسّلام 
 صف‌نشینان نیکخواه و پیشکاران باادبدوستداران صاحب اسرار و حریفان دوستکام 
 بادهٔ گلرنگ تلخ تیز خوشخوار سبکنُقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام 
 غمزهٔ ساقی بیغمای خرد آهخته تیغزلف جانان از برای صید دل گسترده دام 
 نکته‌دانی بذله‌گو چون حافظ شیرین سخنبخشش آموزی جهان‌افروز چون حاجی قوام 
  هر که این عشرت نخواهد خوشدلی بر وی تباه  
  وانکه این مجلس نجوید زندگی بر وی حرام  

  1. چنین است در خ م نخ، س ی: دلنشین