حافظ (غزلیات)/صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم)
'
کار استاد محمدرضا شجریان در دستگاه اصفهان با این شاه غزل شنیدنی است


صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمتا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنودمگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم
آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهاتدر یکی نامه محال است که تحریر کنم
با سر زلف تو مجموع پریشانی خودکو مجالی که سراسر همه تقریر کنم
آن زمان کارزوی دیدن جانم باشددر نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم
گر بدانم که وصال تو بدین دست دهددین و دل را همه دربازم و توفیر کنم
دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگویمن نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
نیست امید صلاحی ز فساد حافظچون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم