حافظ (غزلیات)/صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار)
'


صبا ز منزل جانان گذر دریغ مداروز او به عاشق بی‌دل (مسکین) خبر دریغ مدار به شکر آن که شکفتی به کام بخت (دل) ای گلنسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودیکنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر استز اهل معرفت این مختصر دریغ مدار کنون که چشمه قند است لعل نوشینتسخن بگوی و ز طوطی شکر دریغ مدار مکارم تو به آفاق می‌برد شاعراز او وظیفه و زاد سفر دریغ مدار چو ذکر خیر طلب می‌کنی سخن این استکه در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار غبار غم برود حال خوش شود حافظتو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار