حافظ (غزلیات)/شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست)
'


شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مستصلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمودببین که جام زجاجی چه طرفه‌اش بشکست
بیار باده که در بارگاه استغناچه پاسبان و چه سلطان چه هوشیار و چه مست
از این رباط دودر چون ضرورتست رحیلرواق و طاق معیشت چه سربلند و چه پست
مقام عیش میسر نمیشود بی‌رنجبلی بحکم بلا بسته‌اند عهد الست
  و نیست مرنجان ضمیر و خوش میباشکه   سرانجام هر کمال که  
شکوه آصفی و اسب باد و منطق طیربباد رفت و ازو خواجه هیچ طرف نبست
ببال و پر مرو از ره که تیر پرتابیهوا گرفت زمانی ولی بخاک نشست
زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گوید
که گفتهٔ سخنت می‌برند دست بدست