حافظ (غزلیات)/شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری)
'


شهریست پرظریفان و از هر طرف نگارییاران صلای عشق است گر می‌کنید کاری
چشم فلک نبیند زین طرفه‌تر جوانیدر دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری
هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مرکببر دامنش مبادا زین خاکیان غباری
چون من شکسته‌ای را از پیش خود چه رانیکم غایت توقع بوسیست یا کناری
می بی‌غش است دریاب وقتی خوش است بشتابسال دگر که دارد امید نوبهاری
در بوستان حریفان مانند لاله و گلهر یک گرفته جامی بر یاد روی یاری
چون این گره گشایم وین راز چون نمایمدردی و سخت دردی کاری و صعب کاری
هر تار موی حافظ در دست زلف شوخیمشکل توان نشستن در این چنین دیاری