حافظ (غزلیات)/شاهدان گر دلبری زین سان کنند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(شاهدان گر دلبری زین سان کنند)
'


شاهدان گر دلبری زین سان کنندزاهدان را رخنه در ایمان کنند هر کجا آن شاخ نرگس بشکفدگلرخانش دیده نرگسدان کنند ای جوان سروقد گویی ببرپیش از آن کز قامتت چوگان کنند عاشقان را بر سر خود حکم نیستهر چه فرمان تو باشد آن کنند پیش چشمم کمتر است از قطره‌ایاین حکایت‌ها که از طوفان کنند یار ما چون گیرد آغاز سماعقدسیان بر عرش دست افشان کنند مردم چشمم به خون آغشته شددر کجا این ظلم بر انسان کنند خوش برآ با غصه‌ای دل کاهل رازعیش خوش در بوته هجران کنند سر مکش حافظ ز آه نیم شبتا چو صبحت آینه رخشان کنند