حافظ (غزلیات)/سلام الله ما کر اللیالی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(سلام الله ما کر اللیالی)
'


سلام الله ما کر اللیالیو جاوبت المثانی و المثالی
علی وادی الاراک و من علیهاو دار باللوی فوق الرمال
دعاگوی غریبان جهانمو ادعو بالتواتر و التوالی
به هر منزل که رو آرد خدا رانگه دارش به لطف لایزالی
منال ای دل که در زنجیر زلفشهمه جمعیت است آشفته حالی
ز خطت صد جمال دیگر افزودکه عمرت باد صد سال جلالی
تو می‌باید که باشی ور نه سهل استزیان مایه جاهی و مالی
بر آن نقاش قدرت آفرین بادکه گرد مه کشد خط هلالی
فحبک راحتی فی کل حینو ذکرک مونسی فی کل حال
سویدای دل من تا قیامتمباد از شوق و سودای تو خالی
کجا یابم وصال چون تو شاهیمن بدنام رند لاابالی
خدا داند که حافظ را غرض چیستو علم الله حسبی من سالی