دیوان حافظ/ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سالها دل طلب جام‌جم از ما میکرد دیوان حافظ  از حافظ
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
سحر بلبل حکایت با صبا کرد
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


 ستارهٔ بدرخشید و ماه مجلس شددل رمیدهٔ ما را رفیق و مونس شد 
 نگار من که بمکتب نرفت و خط ننوشتبغمزه مسئله‌آموز صد مدرّس شد 
 ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبافدای عارض نسرین و چشم نرگس شد 
 بصدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوستگدای شهر نگه کن که میر مجلس شد 
 خیال آب خضر بست و جام اسکندر[۱]بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد 
 طرب‌سرای محبّت کنون شود معمورکه طاق آبروی یار منش مهندس شد 
 لب از ترشّح می پاک کن برای خداکه خاطرم بهزاران گنه موسوس شد 
 کرشمهٔ تو شرابی بعاشقان پیمودکه علم بیخبر افتاد و عقل بیحسّ شد 
 چو زر عزیز وجودست نظم من آریقبول دولتیان کیمیای این مس شد 
  ز راه میکده یاران عنان بگردانید  
  چرا که حافظ ازین راه رفت و مفلس شد  

  1. چنین است در خ، سایر نسخ: کیخسرو