حافظ (غزلیات)/ز دست کوته خود زیر بارم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(ز دست کوته خود زیر بارم)
'


ز دست کوته .. علی خود زیر بارمکه از بالابلندان شرمسارم
مگر زنجیر مویی گیردم دستوگر نه سر به شیدایی برآرم
ز چشم من بپرس اوضاع گردونکه شب تا روز اختر می‌شمارم
بدین شکرانه می‌بوسم لب جامکه کرد آگه ز راز روزگارم
اگر گفتم دعای می فروشانچه باشد حق نعمت می‌گزارم
من از بازوی خود دارم بسی شکرکه زور مردم آزاری ندارم
سری دارم چو حافظ مست لیکنبه لطف آن سری امیدوارم