حافظ (غزلیات)/رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند)
'


۱۷۹ رسید مژده که ایّام غم نخواهد ماندچنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند ۱۲۹
 من ار چه در نظر یار خاکسار شدمرقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند 
 چو پرده دار بشمشیر میزند همه راکسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند 
 چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بدستچو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند 
 سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بودکه جام باده بیاور که جم نخواهد ماند 
 غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانهکه این معامله تا صبحدم نخواهد ماند 
 توانگرا دل درویش خود بدست آورکه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند 
 بدین رواق زبرجد نوشته‌اند بزرکه جز نکوئی اهل کرم نخواهد ماند 
  ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ  
  که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند