حافظ (غزلیات)/دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور)
'


دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبورگلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور ای گل به شکر آن که تویی پادشاه حسنبا بلبلان بی‌دل شیدا مکن غرور از دست غیبت تو شکایت نمی‌کنمتا نیست غیبتی نبود لذت حضور گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شادما را غم نگار بود مایه سرور زاهد اگر به حور و قصور است امیدوارما را شرابخانه قصور است و یار حور می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسیگوید تو را که باده مخور گو هوالغفور حافظ شکایت از غم هجران چه می‌کنیدر هجر وصل باشد و در ظلمت است نور