دیوان حافظ/دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی
۳۲۰ دیشب بسیل اشک ره خواب میزدمنقشی بیاد خطّ تو بر آب میزدم ۳۱۶
 ابروی یار در نظر و خرقه سوختهجامی بیاد گوشهٔ محراب میزدم 
 هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجستبازش ز طرّهٔ تو بمضراب میزدم 
 روی نگار در نظرم جلوه می‌نمودوز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم 
 چشمم بروی ساقی و گوشم بقول چنگفالی بچشم و گوش در این باب میزدم 
 نقش خیال روی تو تا وقت صبحدمبر کارگاه دیدهٔ بیخواب میزدم 
 ساقی بصوت این غزلم کاسه میگرفتمیگفتم این سرود و می ناب میزدم 
  خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام  
  بر نام عمر و دولت احباب میزدم