دیوان حافظ/دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

از ویکی‌نبشته
پرش به: گشتن، جستجو
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را دیوان حافظ  از حافظ
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
رونق عهد شباب است دگر بستان را


دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون روی سوی خانهٔ خمّار دارد پیر ما
در خرابات طریقت ما بهم منزل شویم کاین چنین رفتست در عهد ازل تقدیر ما
عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوشست عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی آه آتش ناک و سوز سینهٔ شبگیر ما
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما