حافظ (غزلیات)/دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد)
'


دوش آگهی ز یار سفرکرده داد بادمن نیز دل به باد دهم هر چه باد باد کارم بدان رسید که همراز خود کنمهر شام برق لامع و هر بامداد باد در چین طره تو دل بی حفاظ منهرگز نگفت مسکن مالوف یاد باد امروز قدر پند عزیزان شناختمیا رب روان ناصح ما از تو شاد باد خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمنبند قبای غنچه گل می‌گشاد باد از دست رفته بود وجود ضعیف منصبحم به بوی وصل تو جان بازداد باد حافظ نهاد نیک تو کامت برآوردجان‌ها فدای مردم نیکونهاد باد