دیوان حافظ/دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم دیوان حافظ  از حافظ
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۷۶ دوستان وقت گل آن به که بعشرت کوشیمسخن اهل دلست این و بجان بنیوشیم ۳۳۲
 نیست در کس کرم و وقت طرب میگذردچاره آنست که سجّاده بمی بفروشیم 
 خوش هوائیست فرح بخش خدایا بفرستنازنینی که برویش می گلگون نوشیم 
 ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنرستچون ازین غصّه ننالیم و چرا نخروشیم 
 گل بجوش آمد و از می نزدیمش آبیلاجرم زاتش حرمان و هوس می‌جوشیم 
 می‌کشیم از قدح لاله شرابی موهومچشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم 
  حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما  
  بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم