حافظ (غزلیات)/دل من در هوای روی فرخ

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(دل من در هوای روی فرخ)
'


دل من در هوای روی فرخبود آشفته همچون موی فرخ بجز هندوی زلفش هیچ کس نیستکه برخوردار شد از روی فرخ سیاهی نیکبخت است آن که دایمبود همراز و هم زانوی فرخ شود چون بید لرزان سرو آزاداگر بیند قد دلجوی فرخ بده ساقی شراب ارغوانیبه یاد نرگس جادوی فرخ دوتا شد قامتم همچون کمانیز غم پیوسته چون ابروی فرخ نسیم مشک تاتاری خجل کردشمیم زلف عنبربوی فرخ اگر میل دل هر کس به جایستبود میل دل من سوی فرخ غلام همت آنم که باشدچو حافظ بنده و هندوی فرخ