حافظ (غزلیات)/دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(دلی که غیب نمای است و جام جم دارد)
'


دلی که غیب‌نمای است و جامِ ‌جم داردزِ خاتمی که دمی گُم شود چه غم دارد؟ به خط و خال گدایان مده خزینه‌ی دل!به دست شاه‌وَشی ده که مُحترم دارد نَه هر درخت تحمل کند جفای خزانغلام همت سروَم که این قدم دارد رسید موسمِ آن، کز طرب، چو نرگس مستنهد به پایِ قدح هرکه شِش دِرَم دارد زر از بهای مِی اکنون، چو گُل، دریغ مدارکه عقلِ کل به صدت عیب مُتَّهم دارد ز سِرِّ غیبْ کس آگاه نیست، قصه مخوان!کدام مَحرَمِ دل ره در این حرم دارد؟ دلم، که لاف تَجَرد زدی، کنون صد شغلبه بوی زلف تو، با باد صبحدم دارد مراد دل ز که پرسم؟ که نیست دلداریکه جلوه‌ی نظر و شیوه‌ی کَرَم دارد ز جَیْبِ خِرقِه‌ی حافظ چه طَرْفْ بتوان بست؟که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد