حافظ (غزلیات)/دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز)
'


 دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیزدروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز 
 فدای پیرهن چاک ماه رویان بادهزار جامه تقوا و خرقه پرهیز 
 خیال خال تو با خود به خاک خواهم بردکه تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز 
 فرشته عشق نداند که چیست ای ساقیبخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز 
 پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشربه می ز دل ببرم هول روز رستاخیز 
 فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمیکه جز ولای توام نیست هیچ دست آویز 
 بیا که هاتف میخانه دوش با من گفتکه در مقام رضا باش و از قضا مگریز 
 میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیستتو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز