دیوان حافظ/در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی
۳۲۶ در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارمکز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم ۳۵۶
 عاشق و رندم و می‌خواره بآواز بلندوین همه منصب از آن حور پری‌وش دارم 
 گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داریمن بآه سحرت زلف مشوّش دارم 
 گر چنین چهره گشاید خط زنگاری دوستمن رخ زرد بخونابه منقّش دارم 
 گر بکاشانهٔ رندان قدمی خواهی زدنُقل شعر شکرین و می بیغش دارم 
 ناوک غمزه بیار و رسن زلف که منجنگها با دل مجروح بلاکش دارم 
  حافظا چون غم و شادیّ جهان در گذر است  
  بهتر آنست که من خاطر خود خوش دارم