حافظ (غزلیات)/در خرابات مغان نور خدا می‌بینم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(در خرابات مغان نور خدا می‌بینم)
'


 در خرابات مغان نور خدا می‌بینماین عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم 
 جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که توخانه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم 
 خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردنفکر دور است همانا که خطا می‌بینم 
 سوز دل اشک روان آه سحر ناله شباین همه از نظر لطف شما می‌بینم 
 هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیالبا که گویم که در این پرده چه‌ها می‌بینم 
 کس ندیده‌ست ز مشک ختن و نافه چینآن چه من هر سحر از باد صبا می‌بینم 
 دوستان عیب نظربازی حافظ مکنیدکه من او را ز محبان خدا می‌بینم