دیوان حافظ/در خرابات مغان نور خدا می‌بینم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
در خرابات مغان گر گذر افتد بازم دیوان حافظ  از حافظ
در خرابات مغان نور خدا می‌بینم
دردم از یارست و درمان نیز هم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۵۷ در خرابات مغان نور خدا می‌بینماین عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم ۳۷۴
 جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که توخانه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم 
 خواهم از زلف بتان نافه گشائی کردنفکر دورست همانا که خطا می‌بینم 
 سوز دل اشک روان آه سحر نالهٔ شباین همه از نظر لطف شما می‌بینم 
 هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیالبا که گویم که درین پرده چها می‌بینم 
 کس ندیدست ز مشک ختن و نافهٔ چینآنچه من هر سحر از باد صبا می‌بینم 
  دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید  
  که من او را ز محبّان خدا می‌بینم